گــنــجــی دوسـت

می‌توان بخار داشت و خشكشويی نداشت

چرا نیروی انتظامی اینقدر بی‌ وجدان شده است؟!

with one comment

اگر بسیجی و سپاهی زدند من می‌گویم:«نیش عقرب نه از ره کین است، اقتضای طبیعتش این است.» آخر اگر جانور موذی، آزار و اذیت نکند که شبش روز نمی‌شود! اما نیروی انتظامی، تو چرا؟آخر من و تو که با هم «یار دبستانی» بودیم و سر یک نیمکت نشستیم و «با من و همراه من بودی» و «چوب الف» بر سر هر دوی ما بود…پس چرا؟
مگر نه اینکه تنها سبب، تقدیر بود که ما را از هم جدا کرد و مرا به دانشگاه فلان برد و تو را به دانشکده نیروی انتظامی. من می‌بینم و می‌شنوم که تو بجای گل و شیرینی با باتوم و گاز اشک‌ آور از همشاگردی‌های قدیمت استقبال می‌کنی! یعنی لباس می‌تواند اینقدر آدم را عوض ‌کند؟ آدمی که روزی «بغض من و آه من» بود را چه شد که حالا…؟!


آن روز را یادت هست که دبیر روانشناسی گفت: «نمی‌شود روی وجدان آدم‌ها حساب باز کرد» آنوقت من و تو چه کردیم؟ مگر نه اینکه با هم اعتراض کردیم که: «نه آقا! اینها حرف غربی‌های بی دین است، ما مسلمانیم، وجدان داریم و انسانیت سرمان می‌شود.» این انسانیت است که چشمت را ببندی و باتومت را بر سر من و دیگر خواهر و برادرهایت بکوبی؟؟… اما من و همه آن آدم‌هایی که در این آفتاب تموز با دستانی خالی از سرکوب آمدیم و گفتیم: «رای من کجاست؟» نه می‌خواهیم و نه می‌توانیم مثل تو باشیم. قدرت ما در حقانیت ماست حقانیتی که الان دیگر منحصر به رای به تارج رفته مان نیست.

راستی! یادت هست آخرین شعر فارسی پیش دانشگاهی را: «وفور فتنه اگر هست آسمان با ماست» آسمان با تو هم هست، اگر برگردی. برگردی به اصلت. اصلی که خط تیره انسان با حیوان است.
«تو را من چشم در راهم.» برگرد «یار دبستانی من!»…برگرد!

Advertisements

Written by State-of-Siege

08/08/2009 در 12:07 ب.ظ.

نوشته شده در Uncategorized

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. […] دیدگاهی بگذارید » روز عاشورا را به خاک و خون کشیدن، راهپیمایان بی‌دفاع را مضروب و مجروح کردن، زندان‌های مخفی ساختن، بازداشت شدگان را شکنجه کردن، به زندانیان دختر و پسر تجاوز جنسی کردن، وحشیان لباس شخصی را همراهی و محافظت کردن (سنگ را بستن و سگ را آزاد گذاردن) و… این کارنامه سیاه و خونین نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران است از پس انتخابات تا کنون؛ پلیسی که کار را به جایی رسانده است که امروز ایرانیان دوست دارند به صورت یک یک مامورانش تف بیفکنند. پلیس ایران کارکردش را از دست داده است و اگر عضوی از یک پیکر، کارکردش را از دست بدهد چه می‌شود؟ مثلا اگر دندان جای راحت جان، آفت جان بشود، چه رخ می‌دهد؟ خب معلوم است، می‌کشندش و خلاص! بنیان تمام سیستم‌های هستی، حفظ تعادل است و اگر کسی یا چیزی بخواهد تعادل سیستم/نظام را مختل کند زیر شنی‌های آن له خواهد شد! پلیس ایران نیز که اکنون سرسختانه «سوء کارکرد» را پیشه کرده است بدست همین «سیستم بازآفرین نظم» فروپاشانده خواهد شد تا نظمی جدید جایگزین آن گردد و این سرنوشت ناگزیر همه سیستم‌های اصلاح ناپذیر است. مرتبط: هدف سپاه، تخریب وجه نیروی انتظامی است چرا نیروی انتظامی اینقدر بی‌وجدان شده است؟! […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: