گــنــجــی دوسـت

می‌توان بخار داشت و خشكشويی نداشت

بهترین دفاع، حمله است؛ مبارزه «خشونت پرهیز» را با «ترس مرضی از خشونت» اشتباه نگیریم

با 16 دیدگاه

ما راهپیمایان در برابر گاز اشک آور و باتوم و گلوله‌های پلاستیکی، چه اسلحه دفاعی در اختیار داریم؟ هیچ. روشی که در روز عاشورا راهپیمایان به کار بردند؛ یعنی مقاومت در برابر گاردی‌ها و وحشی‌های لباس شخصی، نشان داد که این راهکار بسیار کارآمدتر از گریز از چنگ این دژخیمان است. تاکید به مبارزه «خشونت پرهیز» به این معنی نیست که مبتلا به ترس مرضی از خشونت (فوبی خشونت) بشویم. خشونت هم در جای خودش کارایی دارد. اگر پی‌ در پی در بوق وکرنا کنیم که آقا! درگیر نشوید، خشونت به کار نبرید و… این پس از مدتی سرخوردگی به بار می‌آورد. چون راهپیمایان می‌بینند که هربار باید مورد اصابت گاز اشک‌آور و باتوم و گلوله‌های پلاستیکی قرار گیرند و در مقابل، هیچ کاری هم نباید انجام بدهند! گویی که تقدیر همیشگی‌شان چنين است! بعلاوه اینکه مبارزه منحصرا مسالمت آمیز جایی جواب می‌دهد که طرف مقابل به یکسری از هنجارها و ارزش‌ها پایبند باشد. از این جانیان بالفطره رژیم که به هیچ اصول انسانی و اخلاقی و ایمانی التزام ندارند و قتل و غارت جان و مال و ناموس ملت ایران را پیشه کرده‌اند ، انتظار رعایت ابتدایی‌ترین موازین حقوق بشری را داشتن، بسی ساده دلی است.
ما باید اصل مبارزه مسالمت آمیز را سرلوحه قرار دهیم اما بی‌گمان باید گوشه چشمی نیز به واکنش خشونت آمیز در برابر کنش وحشیانه سرسپردگان رژیم، داشته باشیم.

نوشته شده توسط State-of-Siege

28/12/2009 در 1:59 ب.ظ.

نوشته شده در گاوراس نوشت

16 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. نوشتت عالیه…

    cyrusofgreat

    28/12/2009 در 2:18 ب.ظ.

  2. Absolutely true and excellently worded

    Takro

    28/12/2009 در 6:41 ب.ظ.

  3. میتوان و باید در هر بزنگاهی کارآمد بوده و هست.آمادگی و تجربه راهگشا است

    بهرام

    28/12/2009 در 6:51 ب.ظ.

  4. یعنی حرکت خشونت پرهیز در واقع همان دفاع آگاهانه و کنترل شده است، که هم بازدارنده خشونت طرف مقابل و هم نمایش توانائی طرف مورد تعرض قرار گرفته را بهمراه دارد. این خود نیز واکنشی مثبت برای پیشگیری از سرخوردگی(Frustration)و افسردگی(Depression) در یک مبارزه همگانی است و شادابی جمعی را موجب میگردد.

    جمشید

    28/12/2009 در 7:04 ب.ظ.

  5. hokoomat ham aslahe dare, ham resaane, va in khishtandaari tarse marazi nist. dastavar paydari az khushunat nakhahid dasht va mardom ro be koshtan midid.

    a.k.

    28/12/2009 در 7:12 ب.ظ.

  6. کاملا درسته. اگر از بعد استراتژیک به قضیه نگاه کنیم، که استراتژی جنبش همانا رسیدن به آزادی و دموکراسیست که این نیز بدون سرنگونی این رژیم ممکن نمیباشد، آنگاه می بینیم که نظر دوست نگارنده کاملا» درست بوده و استفاده از یک خشونت کنترل شده به عنوان «پدافند» کاملا» ضروریست.

    ما تا کی میخواهیم در جلوی چشمان خود شاهد پرپر شدن خواهران و برادران و حتی پدران و مادرانمان که آنها نیز شیردلانه وارد جنبش شده اند باشیم؟! اگر گمان کنیم که تنها با شعار دادن و نصیحت کردن، یک مافیای نفت و گاز و طلا و… که اکنون بازاری برای کالاهای وارداتیش (انواع و اقسام جنسهای بنجل از سراسر جهان) به وسعت 75 میلیون نفر (جمعیت ایران) را نیز از طریق رانت خواری در دست دارد، وادار به ترک و دست کشیدن از قدرت (که همانا دست کشیدن از «صدها میلیارد دلار» است) میکنیم بسیار ساده دلیست. آنهم کسانیکه به واسطه جنایات بیشمار بدرستی آگاهند که در صورت از دست دادن قدرت خود حتی اگر ملت با فرهنگ ایران جزای «اعدام» را نیز برایشان در نظر نگیرند، باز هم سرنوشتشان در هاله ای از ابهام است.

    از سویی نباید از امکانات این اراذل نیز ترسید. چرا که ما یک ارتش چند میلیونی هستیم. تجربه بزرگ روز عاشورا نشان داد که حتی با دست خالی نیز میتوان نیروهای ضد شورش را خلع سلاح کرد. در راه هدف حتی امکان کشته شدن نیز هست. اما اینکه ما بخواهیم همچنان و تا همیشه با دستان خالی و دیدی خشونت گریز مانند یک تیکه گوشت قربانی جلوی این دژخیمان قرار بگیریم یک حرکت شهادت طلبانه است نه «پیروزی خواهانه». این نکته را نباید فراموش کنیم که: ما برای پیروزی در این نبرد چاره ای جز استفاده از تمام توانایی ها و امکاناتمان برای پیروزی نداریم.

    پاینده ایران

    I.S

    28/12/2009 در 8:12 ب.ظ.

  7. کسی بین دوستان موافق هست که بگوید خشونت کنترل شده یعنی چه؟ خط قرمز کجاست؟
    واقعاً ما یک ارتش چند میلیونی هستیم. این حرف بیشتر شبیه حرف ذوالنور است که گفته بود تمام مردم تهران جزو بسیج هستند. تظاهرات میلیونی و در سکوت مانند 25 خرداد برای رژیم کشنده تر از حادثه عاشورا است. یک نگاه به تاریخ خودمون نشون می ده که خشونت راه به جایی نداره. نگاه کنید به توان و قدرت مجاهدین خلق که کاملا سازماندهی شده بودند. در عرض 3 ماه همه تار و مار شدند.
    قبول دارم که صحنه هایی که می بینیم از کشتار مردم غیرقابل تحمل است و آرزو داشتم این جانی ها رو با دستام خفه کنم، ولی دوستان حقیقت اینه که از دل خشونت دموکراسی بیرون نمی یاد و خشنوت کنترل شده خیلی عالیه ولی تنها به حرف آسانه چون وقتی شروع شد یک دور و تسلسل مداومه که فقط خشونت بیشتری ازش تولید می شه

    خ. گلسرخی

    28/12/2009 در 8:34 ب.ظ.

  8. بفرمایید می‌خوایم اشتباه سی سال پیش رو دوباره تکرار بکنیم دیگه… من نمی‌فهمم تو روز عاشورا چه اتفاقی افتاد که به نفع ما بود؟! اگر قرار به خشونت باشه مطمئن باش اونی که اسلحه دستشه بدون شک، بدون شک پیروزه. این‌ها شاه نیستن که ملاحظه‌ی افکار عمومی دنیا رو بکنن، تا آخرش هم پاش هستن… کاری نکردن تا حالا، فکر می‌کنین قدرت این‌ها فقط در همین حده. تنها سلاح مردم پرهیز از خشونته، تنها با این کاره که می‌شه لایه‌های میانه رو از حکومت جدا کرد و آروم آروم از درون متلاشیش کرد، حکومت خودش با افتضاهی که تو بازداشتگاه‌ها بوجود اورده زحمت ما رو کم می‌کنه. خشونت بیشتر آخرش به کوکتول مولوتوف و بمب و ترور ختم می‌شه که هر کدوم از این اتفاقات باعث می‌شه که حکومت در مقابل مردم یکپارچه‌تر تصمیم بگیره و عمل بکنه… من که ترجیح می‌دم ۵۰ سال مبارزه بکنم ولی آحرش حداقل فرزندانم تو آزادی زندگی بکنن تا این که اشتباه سی سال پیش پدرانم رو تکرار بکنم: انرژیم رو بذارم رو چیزی که آخرش معلوم نیست از توش چی در می‌آد. ترجیخ می‌دم طرف کسی باشم که ۶۰ سال سابقه‌ی مبارزه داره http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-a89b920e16.html

    yassin

    28/12/2009 در 8:53 ب.ظ.

  9. من هم کاملا موافقم.
    به علاوه اینکه محل اجتماعات هم باید کمی هدفدارتر انتخاب بشه. این حرکت نباید به صورت فرسایشی دنبال بشه!

    در جواب دوستانی که میگن اشتباه 57: دوست عزیز نمیدونم شما اشتباه 57 رو در کدوم بخش حرکت دیدی. اما چیزی که اکثر کارشناسان در مورد انقلاب قبل تحلیل میکنن، ربطی به میزان خشونت مردم نداره، بلکه بی هدفی و شکم سیری مردم در اون زمان بوده که منجر به مصادره حرکت مردم به نفع یک گروه خاص شده.

    علی

    28/12/2009 در 9:29 ب.ظ.

  10. گلسرخی گرامی. تفاوت سخن من با «ذوالنور» در این است که بقول خود شما در 25 خرداد تظاهرات میلیونی برگزار شد و این دقیقا» اثبات سخن من است. در حالی که در راهپیمایی که ذوالنور و دیگران همپیمانان کودتاچیش در روز جمعه به بهانه عکس خمینی برگزار کردند، با اینکه هیچ خطر احتمالی برای برگزار کنندگان وجود نداشت، باز هم شرکت کنندگان به چند هزار نفر نیز نرسید. اما ما در روز عاشورا دیدیم که علیرغم تحدید های بیشمار حکومت بر علیه مردم، باز هم چه جمعیت بیشماری خطر مرگ را بجان خریدند و در تظاهرات شرکت کردند.
    هیچ کدام از ما دوستدار خشونت نیست. همه ما دوستدار صلح و آرامشیم. اما شما بگویید که حکومت چه کرد. آیا «ندا» (به عنوان نمونه از چندین جوان دیگر که آنها نیز بمانند ندا جان خود را از دست دادند) دست به خشونت زده بود؟!! پس چرا کشته شد؟ هر کشور و هر حکومت و هر سیستم پرامترهای خاص خود را دارد. آیا میشود یک دارو را برای تمام بیماریها تجویز کرد؟ خیر. روش خشونت گریز ممکن است برای حکومتی مانند اوکراین نتیجه بخش بود. کما اینکه ما دیدیم در «انقلاب نارنجی» اوکراین جوانان در میدان اصلی پایتخت چادر زده و تحصن کرده بودند. آیا آنها هم به مانند ما در ایران از سوی رژیم به گلوله بسته شدند؟ آیا شکنجه شدند؟ آیا به آنها از دختر و پسر گرفته تجاوز جنسی شد و پس از تجاوز جسدشان سوزانده شد؟ خیر و خیر وخیر.
    هیچ دیکتاتوری در طول تاریخ با زبان خوش جایگاه خود را رها نکرده است. همه یا در یک جنگ خارجی شکست خورده اند و یا با حرکات پارتیزانی.
    و اما خط قرمز.حکومت اسلامی جز ستمی که بر ما میکند، از سوی دیگر در حال ساخت بمب اتم، و صادرات تروریزم از طریق کمکهای مالی و تسلیحاتی به گروههای تروریستی است. حال ما دو راه پیش رو بیشتر نداریم. یا خودمان به هر وسیله، و باز هم تاکید می کنم، «به هر وسیله» این حکومت را واژگون می کنیم و یا منتظر می مانیم تا جنگنده های بیگانه بمب بر سر ما بریزند و زیر بارانی از موشکها باشیم. که آن خودش 2 حالت دارد. یا این حکومت را سرنگون می کنند که ما باید زیر دین بیگانه برای «آزاد سازیمان!» باشیم (مانند عراق و افغانستان) و یا تنها تاسیسات مورد نظرشان را می زنند و می روند و باز ما تا سالها «صلح جویانه!!» می نشینیم و معتاد شدن پسران و تن فروشی دختران و کودک آزاری و حراج میهن از معادن تا دریا تا ذخایر و فرار مغز هاو تنشهای روز افزون قومی و گسترش ایدز (بخاطر عدم اطلاع رسانی از سوی یک رژیم بنیاد گرا)و هزار و یک درد دیگر که نیازی به یاد آوری آنها نیست را کاملا «صلح جویانه» نظاره می کنیم و کتک می خوریم و تجاوز می شویم برای رسیدن به آن «دموکراسی ناب»!!
    دوست خوبم، وقت تنگ است. ما وقت نداریم تا ابد کتک بخوریم. باید زودتر و پیش از اینکه این نیروی عظیم فرسوده و سرخورده شود کار را یکسره کنیم.

    I.S

    28/12/2009 در 9:42 ب.ظ.

  11. در جامعه ما هر از جندگاهی یک چیزی مد میشه الان هم مبارزه بی خشونت مد شده. من یک سوال دارم از دوستان ضد خشونت : نظرشون درباره ستار خان و باقرخان و سردار اسعد بختیاری و سپهدار تنگابنی جیه؟ یه نگاهی به مصاحبه رادان بندازید ببینید از اینکه مردم فقط کمی مقابله کردن چجوری به پته پته افتاده بود.

    رضا

    28/12/2009 در 9:49 ب.ظ.

  12. golsorkhi kose nanat madar jende kuni

    amir

    28/12/2009 در 10:31 ب.ظ.

  13. اگر جنبش سبز خشونت رو شروع کنه به راحتی‌ سرکوب می‌شه. مجاهدین هم همین اشتباه رو کردن. تازه مجاهدین یک گروه شبه نظامی بودن. در جواب اون دوستی‌ که گفته از مرگ ندا چه چیزی حاصل شد باید بگم همون یک کلیپ دنیا رو با جنبش سبز همراه کرد. در جواب اون دوستی‌ که گفته کجا با مبارزهٔ ضد خشونت پیروز شدن باید بگم سرگذشت گاندی رو بخونین. میدونم خیلی‌ سخته فقط کتک خورد. باور کنین خود من هم همین الان می‌تونم خامنه‌ای رو زنده بسوزونم ولی‌ فکر می‌کنم این کار به آزادی پایدار منتهی‌ نمی‌شه.

    Canton Gal

    29/12/2009 در 1:45 ق.ظ.

  14. زمانی درگیری مسلحانه سرکوب شد که مردم قیام نکردند بلکه گروه سیاسی اقدام به دفاع از خود کرد که با خیانت گروه سیاسی دیگر حزب توده که از رقیب می ترسید سازماندهی اش لو رفته و سرکوب شد ولی حرکت اعتراضی مردم با آن فرق می کند و دفاع مردمی که از رژیم ناراضی هستند و با گذشتن از جانشان به خیابان می آیند نه تنها اشتباه نیست که موجب اعتماد به نفس و از طرفی وحشت مزدوران می گردد و مطمئن باشید که مراکز اطلاعاتی و امنیتی رژیم را با چالش بزرگی که همانا عدم کنترل زمان است که بسیار برایشان مهم است دچار کرده و نا چارا فضایی پلیسی به فضای نظامی منتقل می شود خود خطر بزرگتر برای فرو پاشی نظالم است . دلایل آن را افراد آشنا به سیستم ها و روشهای اطلاعاتی می دانند.

    آینده بین

    29/12/2009 در 8:37 ق.ظ.

  15. سرنوشت جنگ مسلحانه در سطح شهر سرداران کر و کورمافیای سپاه نمیفهمند که ستمدیگان ایران از هر قومیتی چنان بستوه آمده و در رسیدن به حق خود مصمم هستند که در هر سطحی آماده مقابله با سرکوبگران هستند. اگر سپاه فاز نظامی و مسلحانه را کلید بزند، دیگر نباید توقع داشته باشد که جوانان این سرزمین با سنگ و مشت با آنها مقابله کنند. حتی شده با تقدیم شهیدان، خلع سلاح واحدهای خونریز سپاه کار دشواری نخواهد بود و سرنوشت جنگ مسلحانه در سطح شهر را خلقهای تحت ستم ایران تعیین خواهند کرد که برای آزادی و دموکراسی می جنگند وجنبش رهایی بخش لرستان با همه فرزندان دلیر لر بیدریغ از آن پشتیبانی میکند، نه سرداران نگون بختی که در سودای قدرت بیشتر و ثروت افزونتر، قصد اسلحه کشیدن بر روی مردم را دارند.

    بهرام

    29/12/2009 در 3:05 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.